بالاخره تکونهای نی نی رو حس کردم! باید زودتر متوجه می شدم ولی نمی دونستم حرکات نی نی این شکلیه. یه شب دوباره از هانس کیک گرفتم و رفتیم خونه مامان و گفتم خواهرم اینا هم اومدن. این بار کیک میوه ای گرفتم که اونم خوشمزه بود. با خواهر و برادرم نشسته بودیم و داشتیم کانالهای لباس نی نی رو نگاه می کردیم که یهو انگار تو دلم انقلاب شد! یه حس خیلی عجیبی بود. انگار یه چیزی تو دل آدم پر پر بزنه یا دل آدم هری ب